امشب شب اربعینه
نه رفتم مسجد، نه هیئت، نه ...
تو خونه کنار بخاری دراز کشیده بودم و تلویزیون تماشا می کردم
مامان زد شبکه سه پخش مستقیم از کربلا بود
بهش گفتم بذار همینجا باشه
همینطور که می دیدم یاد یه خواب افتادم
چند وقت پیش دیدم، خودمم سر در نیووردم تعبیرش چیه
گهواره علی اصغر و نزدیک قبرستون روستامون دیدم
داشت تکون می خورد، من ایستاده بودمو نگاش می کردم، حس عجیبی توی خواب داشتم...
نمی دونم
.
.
.
پا شدم وضو گرفتمو ایستادم به نماز
آخ که چه نمازی شد
حاضر نیستم این لحظات رو با هیچ چیز دیگه تو زندگیم عوض کنم
وقتی می گی بسم الله الرحمن الرحیم بغض گلو تو می گیره
دیگه نمی تونی کلمات رو درست ادا کنی
نگاتو ناخدا گاه می بری سمت بالا و ...
آب دهنتو به سختی پایین می دی
وقتی دستت و می بری واسه قنوت یهو بغضت می ترکه
اشک می ریزی و می گی
ربنا آتنا فی الدنیا حسنا و فی آلاخرة حسنه و قنا عذاب النار...
و بقیه نماز و اشک و ...
سجده آخر دیگه دلت نمی خواد سرت رو از رو مهر بلند کنی...
زمانی که نماز تموم می شه وجود اون دو تا فرشته رو شونه هات احساس می کنی...
چه حالی می ده ذکر آخر نماز و خوندن دعای فرج با اون حال...
آخ آخ ...
عاشق خودت و اون لبخندات و این لحظاتی که هرزگاهی نصیبم می کنی هستم...
خداجون هیچ وقت نگاتو نه از من نه از عزیزانم نه از هیچ کس دیگه برنگردون...
اگه ما هم ازت رو برگردوندیم و کوتاهی کردیم و اون دل خوشگلت رو شیکوندیم تو بازم ازمون رو گردون نباش
بذار به حساب انسان بودن و اشتباهاتش...
هممونو به راه راست هدایت کن...
نه رفتم مسجد، نه هیئت، نه ...
تو خونه کنار بخاری دراز کشیده بودم و تلویزیون تماشا می کردم
مامان زد شبکه سه پخش مستقیم از کربلا بود
بهش گفتم بذار همینجا باشه
همینطور که می دیدم یاد یه خواب افتادم
چند وقت پیش دیدم، خودمم سر در نیووردم تعبیرش چیه
گهواره علی اصغر و نزدیک قبرستون روستامون دیدم
داشت تکون می خورد، من ایستاده بودمو نگاش می کردم، حس عجیبی توی خواب داشتم...
نمی دونم
.
.
.
پا شدم وضو گرفتمو ایستادم به نماز
آخ که چه نمازی شد
حاضر نیستم این لحظات رو با هیچ چیز دیگه تو زندگیم عوض کنم
وقتی می گی بسم الله الرحمن الرحیم بغض گلو تو می گیره
دیگه نمی تونی کلمات رو درست ادا کنی
نگاتو ناخدا گاه می بری سمت بالا و ...
آب دهنتو به سختی پایین می دی
وقتی دستت و می بری واسه قنوت یهو بغضت می ترکه
اشک می ریزی و می گی
ربنا آتنا فی الدنیا حسنا و فی آلاخرة حسنه و قنا عذاب النار...
و بقیه نماز و اشک و ...
سجده آخر دیگه دلت نمی خواد سرت رو از رو مهر بلند کنی...
زمانی که نماز تموم می شه وجود اون دو تا فرشته رو شونه هات احساس می کنی...
چه حالی می ده ذکر آخر نماز و خوندن دعای فرج با اون حال...
آخ آخ ...
عاشق خودت و اون لبخندات و این لحظاتی که هرزگاهی نصیبم می کنی هستم...
خداجون هیچ وقت نگاتو نه از من نه از عزیزانم نه از هیچ کس دیگه برنگردون...
اگه ما هم ازت رو برگردوندیم و کوتاهی کردیم و اون دل خوشگلت رو شیکوندیم تو بازم ازمون رو گردون نباش
بذار به حساب انسان بودن و اشتباهاتش...
هممونو به راه راست هدایت کن...
التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 22:52 توسط ...!
|