امروز معنی دقیق ای کاش رو فهمیدم
وبلاگم
تنها جایی که این روزها می تونم توش یکم نجوا کنم
پرم، پر از سکوت، دلم فریاد می خواد، فریادی به بلندای... ولی توی سینم خفه شده و گاه گاهی همین وبلاگه که آرومم می کنه
پتو
تنها مونس شبهامه
شبها آروم خودشو می کشه روی سرم تا کسی صدای هق و هقم رو نشنوه، تا کسی اشکامو نبینه...
انقدر صورتم رو نوازش می کنه تا لابه لای اشک و هق هق خوابم ببره...
دلم
تنها چیزیه که ازش شاکیم
خیلی بهت می بالیدم، به محکمیت، به سردیت و ...
اما تو زرد از آب در اومدی...
چه زود با اولین ضربه شکستی و ترک برداشتی...
پس کجا رفت اون همه محکمیت...
دل بیچاره...
خودت خواستی، این نتیجه گوش ندادن به همه ی هشدارهای من بود...
حالا هم باید تاوانش رو پس بدی...
من دیگه بهت اعتماد ندارم، می گذارمت همین جا...
همین جا بمونی و خاک بخوری بهتر از اینه که بشکنی...
پس خداحافظ دل بیچاره ی من...