و باز هم ...
فردا بهترین دوستم از پیشم می ره
و باز من می مونم و تنهایی
من می مونم و من
گاهی فقط حضورش، نگاهش، و حرکت قدم هاش کنار قدم هام بهم آرامش میداد
گاهی باهام گریه می کرد، گاهی سرم داد می زد، گاهی بهم می خندید
و تو همه ی اینها تنها یه چیز و می شد دید
دوست داشتن ...
۱-آدما تو زندگیشون دوستای زیادی پیدا می کنن ولی رفیق و همراه... شاید هم گاهی اصلا پیدا نشه
۲-خدایا کسی رو سر راهش قرار بده که دلش عین خودش پاک باشه و خیلی بیشتر از من دوسش داشته باشه، اینجوری دیگه خیال من راحته
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 20:56 توسط ...!
|