امشب بعد از 21 سال دوباره صدای معلم کلاس اولمو شنیدم...

وای نمی دونین چه حس خوبی داشت...

بعد از چند وقت پرس و جو  بلاخره شمارشو گیر آوردم

به مناسبت روز معلم بهش زنگ زدم

باورم نمی شد، وقتی گقتم فتحی هستم

سریع شناخت،خیلی خوشحال شد!

کلی در مورد اون روزا حرف زدیم، از اداهایی که سر کلاس در می آورد و ما رو می خندوند...

یه معلم استثنایی بود، برامون مثه یه پدر بود نه یه معلم

منو برگردوند به سالهای دور، وقتی 7 ساله بودم

سالهایی که بزرگترین لذتم گرفتن کارت های 100 امتیازی بود!

چه روزای خوبی بودن...

کاش برمی گشتم به همون دوران...

دورانی که تنها دقدقه ی ذهنم این بود که چه جوری جیم شم برم بازی...

گرگم به هوا، هفت سنگ، شاه و وزیر و حتی خاله بازی ...

 


خدا خیرش بده، ایشا... که هم اون و هم همه ی معلمای خوب عاقبت بخیر بشن که ما هرچی دارم از اونا داریم


بد نیست شمام اگه شماره معلمتون رو دارین بهش یه زنگ بزنین ، خیلی خوشحال می شن!